بزرگ‌ترین رویداد اقتصادی قرن ۲۱، چین اینگونه به جنگ آمریکا می‌رود | پایگاه اطلاع رسانی دانشگاه و پژوهشگاه عالی دفاع ملی و تحقیقات راهبردی

شما اینجا هستید

بزرگ‌ترین رویداد اقتصادی قرن ۲۱، چین اینگونه به جنگ آمریکا می‌رود

 

اجلاس جهانی راه جدید ابریشم در حال برگزاری است تا پکن از مهم‌ترین مزیت ژئواکونومیک خود نسبت به آمریکا بیشترین بهره را ببرد

 

دومین اجلاس بین‌المللی راه جدید ابریشم (با نام رسمی «ابتکار یک کمربند و یک جاده») همین هفته (هفته چهارم اردیبهشت 1398) در پکن برگزار می‌شود تا بار دیگر تأثیر قدرت اقتصادی را بر نفوذ سیاسی به نمایش بگذارد. آنچه در این میانه توجه بسیاری از ناظران بین‌المللی را جلب کرده، این است که هستۀ اصلی این ابتکار چینی‌ها چه چیزی است که این چنین آمریکا را در مورد احتمال تغییر معادلات بین‌المللی نگران کرده است؟

مهمترین مزیت ژئواکونومیک چین نسبت به آمریکا

کشتی‌های نظامی توانستند بریتانیا را به یک ابرقدرت در قرن نوزدهم تبدیل کنند، چون این کشور برخلاف سایر قدرت‌های اروپایی یک جزیره بود. آمریکا نیز با بهره‌گیری از همین ویژگی جغرافیایی یعنی دوربودن از آسیا و اروپا به پیروز میدان جنگ‌های جهانی در قرن بیستم تبدیل شد.

حالا، اما چین به مهمترین رقیب آمریکا به عنوان ابرقدرت جهان تبدیل شده، چون برخلاف آن کشور از طریق خشکی به مناطق عمده‌ای از جهان دسترسی دارد و به سرعت در حال تکمیل راه ریلیِ ابریشم است تا کالا‌های چین را به بزرگترین بازار‌های فروش متصل کند. تازه راه آبی ابریشم نیز به کمک آمده تا مناطق دیگری که امکان اتصال مستقیم از طریق خشکی را ندارد، در دسترس چینی‌ها قرار دهد.

راه جدید ابریشم که شاید بزرگترین پروژه راهسازی در طول تاریخ باشد، می‌تواند مهمترین مزیت چین در دورۀ صلح باشد. در حالی که ایالات متحده با توجه به قدرت فوق‌العاده ناوگان رزمی تنها در صورت تداوم جنگ در مناطق مختلف جهان می‌تواند به اعزام نیرو پرداخته، حضور خود و توسعه سلطه‌اش را توجیه کند.

همان تفاوت ژئوپولتیکی که آمریکا را پیروز جنگ‌های قرن ۲۰ کرد، به یک تفاوت ژئواکونومیک برای تبدیل چین به ابرقدرت قرن ۲۱ تبدیل شده است.

آمریکا حتی اگر بخواهد ناوگان هوایی خود را به هواپیما‌های باریِ بیشمار برای صدور کالا مجهز کند تا در برابر سرعت و حجم انتقال کالا از طریق جادۀ جدید ابریشم کم نیاورد، باز هم قادر نیست در این زمینه با چینِ آینده رویارویی کند، زیرا چین دارای نیروی کارِ زیاد و ارزان است که به آن امکان می‌دهد مقدار بیشتری کالا را با قیمت ارزانتر تولید کند، ضمن اینکه هزینه ترانزیت کالاهایش نیز نسبت به ترابری هوایی آمریکا کمتر خواهد بود.

بنابراین مهمترین اتفاق اقتصادی قرن ۲۱، تبدیل شدن چین به مهمترین مرکز تولید و صدور کالا در جهان است، یک کارخانۀ بزرگ که با شریان‌هایی برنامه‌ریزی‌شده به مهمترین بازار‌های فروش جهان دسترسی دارد. از آن سو، احتمالاً مهمترین اتفاق سیاسی-امنیتی جهان در این قرن نیز آتش‌افروزی‌های مختلف آمریکا در این سوی جهان به بهانۀ رفع تهدید روسیه یا هر چیزی شبیه به آن است، تا بتواند تعداد پایگاه‌های نظامی و قرارداد‌های امنیتی‌اش را در کشور‌های آسیایی، اروپایی و آفریقایی افزایش دهد و با استفاده از آن اهرم، توافقات اقتصادیِ مطلوبش را به ضرر طرف مقابل تحمیل کند.

این بدان معنا نیست که چین لزوماً نقش الهۀ‌خیر و آمریکا همواره نقش الهۀ‌شر را برعهده دارد. بلکه یک روند اقتصادی و سیاسی کلان را توصیف می‌کند که مدت‌ها است آغاز شده و دلیل اصلی آن بهره‌گیری هوشمندانۀ چین از یک مزیت جغرافیایی یا ژئواکونومیک است که آینده قرن ۲۱ را تعیین می‌کند: «اتصال از طریق خشکی، آنچه فکر می‌کردند با ظهور اینترنت دیگر اهمیت سابق را نخواهد داشت، اما پکن دقیقاً روی همان دست گذاشته و تاکنون نیز از آن سود برده است»

واکنش کشور‌های اروپایی: موازنۀ مثبت

اروپاییان، متحد امنیتی آمریکا به شمار می‌روند، اما تنها در صورتی از اعلام هشدار‌های آمریکا در مورد چین تبعیت خواهند کرد که شرایط مانند دوران دوقطبی جنگ سرد باشد؛ که فعلاً نیست. اروپاییان ترجیح می‌دهند صرفاً به یک قدرت وابسته نباشند، بلکه ارتباط اقتصادی با چین را تقویت کنند تا در صورت نیاز، قیمت همکاری خود با آمریکا را بالا ببرند.

این همان سیاست موازنه مثبت است که این روز‌ها نمونۀ آشکار آن ایتالیا است. رم نه تنها به تهدید‌های آمریکا برای امضاء نکردن قرارداد همکاری در پروژۀ راه جدید ابریشم وقعی ننهاد و آنرا در ماه مارس به امضاء رساند، بلکه تصمیم گرفته تا بالاترین مقام دولت یعنی نخست‌وزیر را به گردهم‌آیی پروژه در پکن اعزام نماید.

واشنگتن آن‌چنان از توسعۀ قدرت اقتصادی چین غافل بوده که حالا نه در اروپا یا آسیا، بلکه در آمریکای لاتین و بیخ گوش خود در حال تلاش برای قطع همکاری‌های چین با پایتخت‌های کلیدی است. نه فقط اوباما، بلکه رؤسای‌جمهورِ پیشین نیز به امید تغییر اجتناب‌ناپذیر سیاسی در پکن پس از رشد اقتصادی و تقویت همکاری‌های تجاری و فرهنگی با جهان به گسترش قدرت اقتصادی این کشور یاری رسانده‌اند، ولی حالا خود مدعی خطر چین برای جهان و جهانیان شده‌اند.

در چنین شرایطی طبیعی است که با توجه به تفاوت شرایط کنونی با دورۀ جنگ سرد، قدرت‌های کوچکتر نقش پررنگی در تقویت نظام چندقطبی به جای تک‌قطبی ماندن یا دوقطبی شدنِ نظام بین‌الملل دارند.

منبع تحلیل: باشگاه خبرنگاران جوان

بزرگ‌ترین رویداد اقتصادی قرن ۲۱، چین اینگونه به جنگ آمریکا می‌رود

49